تڪیه ڪلامش بود؛

تڪیه ڪلامش بود؛
فرقی نمی‌ڪرد
موقع سلام یا وقت خداحافظی،
میگفت "تنور دلت گرم"
معنی این جمله را بعدها فهمیدم
انگار تنور دلت ڪه گرم باشد،
نان مهربانی‌اش را می‌خوری.
تنور دلتون گرم...


@@@@@@@@@@@
دیدگاه ها (۵)

گاهی آدم چیزی را از دست نمی‌دهد؛خودش را لابه‌لای دوست‌داشتنی...

روی نسخه‌ی بعضی داروهامی‌نویسندهر هشت ساعت یڪباربعضی را باید...

گاهی بی‌هوامی‌روم سراغ پست‌هاو عڪس‌های قدیمینه برای مرور گذش...

عاشقانه های شبنم

ساعت از نیمه‌شب گذشته بودڪه گوشی‌ام لرزیدیڪ پیام آمده بود :س...

قاضی میگفت : یک روز آقای تقریباً ۳۰ ساله با پیراهن مشکی اومد...

گاهی خودمم نمی‌دونم دقیقاً چه حسی دارمفقط می‌دونم یه چیزی تو...

گاهی ارزش بعضی حضورها را زمانی می فهمیم که دیگر فرصتی برای ح...

ساعت از نیمه‌شب گذشته بودڪه گوشی‌ام لرزیدیڪ پیام آمده بود :س...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❸_بخش چهارم_یک ثانیه می‌خندد صدای پایی می‌آید من...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط