تمــــام راه را چراغ چیدم تا راه را گم نکنی.....

تمــــام راه را چراغ چیدم تا راه را گم نکنی.....
و خودم اینجــــا در انتهای این جاده چشـــــم انتظارت مینشینم تا بیــــایی
دیدگاه ها (۱)

غصه هایت که ریخت، تو هم همه را فراموش کندلت را بتکاناشتباهای...

ﻣﻦ ﺍﺯ ﺁﻏﺎﺯ نمیﺗﺮﺳﻢ ﻣﻦ ﺍﺯ ﭘﺮﻭﺍﺯ نمیﺗﺮﺳﻢ ﻣﻦ ﺍﺯ ﺁﻏﺎﺯ ﯾﮏ ﭘﺮﻭﺍﺯ ...

دنیا را وارونه می خواهم …آدم هـا را..اتـفـاق هـا را …نرسـیـد...

ساده به دستت نیاورده بودم،که یک روزبغضم را همسفرت کنم،چمدانت...

بزرگترین تاوان این بود که در مسیرِ عشق، خودم را گم کردم؛ و آ...

گم شدم در کوچه‌های چشمِ یار،بی‌نشان، بی‌راه، بی‌صبر و قرار.ه...

𝐓𝐇𝐄 𝐁𝐄𝐆𝐈𝐍𝐍𝐈𝐍𝐆 𝐎𝐅 𝐑𝐈𝐙𝐄 ✦ در آغاز، اینجا تنها یک رؤیا بود؛رؤیا...

پارت ۵۸:انتهای جاده(جونگ کوک)نگاه خیره ام رو به جاده های نور...

{۵ دقیقه بعد}ات نفس عمیقی کشید.چراغ‌قوه‌ی گوشیش فقط چند متر ...

هوا ،،هوای غزل استاز تو با سطر سطر مصارعیاز جنس خواستنتاینجا...

چشم مےبندم خودم را لحظہ‌اے گم مےڪنمدست و آغوش «تو» را عالے ت...

عاشقانه های شبنم

یااَبَالحَسَنِ یا عَلِیَّ بنَ موُسَی الرِضا یَابنَ رَسوُلِ ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط