من صبورم اما

من صبورم اما
بی دلیل از قفس کهنه شب می ترسم
بی دلیل از همه تیرگی تلخ غروب
و چراغی که تورا از شب متروک دلم دور کند
می ترسم...
دیدگاه ها (۲)

در شیبِ خاموشِ غروبِ ،اندوه آرام‌آرام از شانه‌های شهر بالا م...

دلهای ماکه به هم نزدیک باشند،دیگر چه فرقی می‌کند کجای جهان ب...

غریبه‌ای‌ستکه شب را با سایه‌ی خودش قسمت می‌کندموهای بادخورده...

عاشقانه های شبنم

رهایم نکن خدابدون تو دنیا عجیب جای ترسناکی‌ست،چقدر می‌ترسم ب...

همسایه سایه‌ات به سرم مستدام بادلطفت همیشه زخم مرا التیام دا...

اهواز، شهری که خورشید را با نخل‌ها قسمت می‌کند و کارون، هر ش...

عاشقانه های شبنم

عاشقانه های شبنم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط