بی هیچ صدائی می آیند

بی هیچ صدائی می آیند

زمانی که نمی دانی

در دلت یک مزرعه آرزو می کارند و

بی هیج نشانی از دلت می گریزند

تا تمام چیزی که به یاد می آوری

حسرتی باشد به درازای زندگی

چه قدر بی رحمند رویاهـا
دیدگاه ها (۱)

این روزها….همه ادعا دارند طعم خیانت را چشیده اند…همه ادعا دا...

آدم ها لالت می کنندبعد هی می پرسندچرا حرف نمی زنی؟؟این خنده ...

ناشکری نمیکنم خدایاااا؛ولی چراااا؟؟؟؟!!!!

ای واااااای

گاهی آن‌قدر خسته می‌شوی که دیگر حتی دلت نمی‌خواهد کسی حالت ر...

در وسعت این جهان، روح رنجورم جز میان سطرهای نوشته‌هایم پناهی...

بعضى جنگ ها بيرون از آدم نيستند؛درست وسط ذهن شروع مى شوند. ج...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط