خدایا!...

خدایا!...

میخواستم بنویسم خیلی تنهام...

اما سجاده ام را دیدم شرمنده شدم...

نمی فهمم وقتی به نماز می ایستم،من،تو را می خوانم...؟

یا تو، مرا می خوانی...؟

فقط کاش که عشق مان دو طرفه باشد...
دیدگاه ها (۱)

من بدون دلیل و بی‌علتبی توجه به عشق و بی‌دقتخارج از عرف رایج...

امشب دلم از دوری‌ات پیوسته بارانی‌ستحال دلم آشفتــــــــــــ...

مینویسم...این روزها که دلتنگی و تنهایی فشار می آورد بیشتر می...

پارت ۲۱صبح، وقتی بیدار شدم، یک نامه روی میز بود.دست‌خط پدرم ...

عاشقانه های شبنم

تو با شرم قشنگ عمق چشمانت . . .مرا وقتے تماشا مے ڪنے عشق است...

وقتی می‌بینی ذهنت پرت استشیطان وسوسه‌ات می‌کند: «این چه #نما...

عاح....نمی‌دانم....خیلی‌ چیز ها هست که نمی دانم...انتظار هم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط