دلم گرفته است....

دلم گرفته است....
نه این که اتفاق بدےافتاده باشد...
نه!
اما این لحظه ها که مےگذرند مرا
و مےروند آن قدر بےرحمند
که قلبم را جا بگذارند....
زیرا گاهےآن جا که هستے،
نیستے...
نه این که نباشے...
سرت جاےدیگر است.
گاهےزمان و مکان فقط،
یک دروغ بزرگ است
که هر لحظه توےساعت و تقویم تکرار مے شود...
دلم مےخواهد یک لحظه
به آسمان خیره شوم
و تنها به قطره هاےسرد فکر کنم.
دیدگاه ها (۳)

نمیخواستم اینجورے وابسته شمنمیخواستے اینجورےعادت کنےبه هرکس ...

ﻭﻗﺘےﮐﺴےﺣﺎﻟﺶ ﺑﺪﻩ ، ﺑﻬﺶ ﭼےﺑﮕﯿﻢ......؟؟؟ ﻭﻗﺘے ﮐﺴےﺣﺎﻟﺶ ﺑﺪﻩ ﺑﻬﺶ ﻧ...

کافه تعطیل است!چشم انتظارِ که نشسته اے؟!آن یک نفر اگر آمدنےب...

مےدانےیک وقت هایےباید روےیک تکه کاغذ بنویسے “تـعطیــل است” و...

فاصله ای به اندازه یک نگاه پارت دوم | همون نگاه لعنتیتمام طو...

«غروب بی پایان»تارهای سازم را به بندبند روحم گره زده ام. چشم...

~عشق و جدایی~~فصل دوم~Part:"11"ویو اتصبح بود....افتاب درست م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط