در عڪسـْ هآیشـٔ ڪِ براَیمـً میفرستآد

در عڪسـْ هآیشـٔ ڪِ براَیمـً میفرستآد
همیشہْْٰـ تَنهـا بوٌد
در خیآبان،پارڪْ، خانہْْٰـ
فڪْر مِِِِِیڪردمـْْ بےْْْ منـٰ هرجآ برود تنهآسـتِ
و منـْ چ ابلهانہْْٰـ عڪآس را نآدیِِِِِِِِِِِد مےْْْگرفتمـْ...!

[(:]
دیدگاه ها (۲)

از کجای داستان شروع کنم :این که چگونه لبخند شدی برایمو چگونه...

مافیای من — قسمت ۱۹رازی که به او مربوط بودماشین همچنان در سک...

# پارت ۲۳: سایه‌ها و نورپاریس در زیر بارانِ ریز و خاکستری، ب...

پارت ۳۳بچه ها من هنوز زنده ممممم🗣K:"اصن از دستت عصبانی نیستم...

.قمار آخرقسمت اول :قمار باران شدیدی می باریدلارا پشت پنجره ا...

#موکل_خطرناک_من#رمان_درخواستی پارت17ویو کوکدست‌ه...

#تاج_و_طوفانپارت ۱۹۲: شبی که خواب نمی‌آیدشب آرام آرام روی شه...

باران از عصر شروع شده بود.چویا کنار پنجره ایستاده بود و به خ...

نمیبخشمت p.23

نویسنده dLyn | 𓍯 ✎ـ Taj’s Doppelganger...𝓟𝓐г𝐓.¹سکوت سنگینی ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط