زمان بی‌کرانه را

زمان بی‌کرانه را
تو با شمار عمر ما مسنج؛
به پای او دمی‌ست ,
این درنگ درد و رنج
به‌سان رود...
که در نشیب دره سر به سنگ می‌زند؛
رونده باش!
امید هیچ معجزی ز مرده نیست؛
زنده باش!!
........‍....‌‌
دیدگاه ها (۰)

آخرین امیداین دست‌های خالی ما را رها مکنما را حساب کن ز میان...

---نه از فراق، که از نزدیکی می‌سوزم. از آن لحظه‌ای که چشمانت...

نمی‌دانم این مکتوب در میانِ طومارهایِ انباشته بر میزِ زرینت،...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②⓪_بخش دوم_یک چوب خشک از روی زمی...

عمارت ریونتا رو اینجوری تصور کنید

فیک تهیونگ

زمان بی کرانه راتو با شمار گام عمر ما مسنجبه پای او دمی ست ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط