تو اوج ناامیدی بودم ک نور پیامک گوشیم زد .. بی حوصله ب فر

تو اوج ناامیدی بودم ک نور پیامک گوشیم زد .. بی حوصله ب فرستنده نگاه کردم .. دیدم نوشته ,,خدام ,,
خیلی وقت بود پیاماشو حتی سینم نمیکردم .. بازم دلم گرفت ... اینبار ن از آدما بلکه از بیمرامی خودم ..
خدا برام نوشته بود ''' من هنوزم هستم '''
دیدگاه ها (۱)

دوش در آیینه  مه  نقش سیمای تو دیدمماه را روشن تر از هر شب ز...

آرمی ازش خواست و اون بهش داد :)💜هنوزم باورم نمیشه این اتفاق ...

《وقتی برات قلدری میکرد ولی...》پارت³ویو ا/تمامان ا/ت: سلام دخ...

سکوت پیست²Part:⁵با دیدن مرد ترسناک و سیاه پوشی پاهام سست شد ...

هلو من ا.تم و ۲۰ سالمه و ۹ ماهه که با نامجون ازدواج کردم..(ب...

پارت۱۴پرورشگاهorphanageتصمیم گرفتم برم یه دوش ۱۰دیقه ای بگیر...

مافیای من

Iove and the moonPart39ساعت تقریبا 5 بود ازشدت استرس نمیتو...

پارت ۲ ویو ا.ت نمیدونم چقدر گذشته بود اما هنوزم خیره به منظر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط