گمانم...اشک هایم را نم دیوار می فهمد

گمانم...اشک هایم را نم دیوار می فهمد
شکستن زیر باران را خم دیوار می فهمد

تمام حرفهای خیس و تب دار نگاهم را
سکوت تلخ و گنگ و مبهم دیوار می فهمد

سرود غصه ها را با دلی پرسوز میخوانم
صدای زیر آهم را بم دیوار می فهمد

فشار بغض های آجری بر پشت چشمانم
تحمل را ستون محکم دیوار می فهمد

من از وقتی که لبخندم ترک برداشت فهمیدم
زبانم را شکاف پر غم دیوار می فهمد........
دیدگاه ها (۵)

نمیبخشمت p.23

پارت: 10 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*«فازِ ناجی برداشتی؟ فکر می...

✦ اولین گناه ✦فصل دوم: مردی که در سایه ایستاده بوداز وقتی به...

شاهکاری به نام دروغ

پارت: 5 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**بوی گس قهوه جوشیده، وانیل ...

#موکل_خطرناک_من#رمان_درخواستی پارت19صدای برخورد سن...

پارت: 12 (بخش6) ساعت ١٢:٢٠ بامداد زاویه دید: زین**ماشینم را...

ابلیس

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط