نمی‌دانم چیستی !

نمی‌دانم چیستی !

 

آن‌قدر می‌دانم که


هرگاه واژگان به تو رسیدند مبهم شدند


و هرگز نتوانستند تو را به من برسانند.


چگونه می‌توانم ترجمانی از تو داشته باشم ؟


هنگامی که در وهم و خیال هم نمی‌‌گنجی.


به هر کجا که می‌رسم، رد پایی از تو باقیست...


شاید روی زمین نباشد


اما در دلم هست..
دیدگاه ها (۳)

آدم‌های خوش‌قلب، ستون‌های خاموش دنیا هستند؛ بی‌آنکه بخواهند ...

پروانه جان

کتمان نمی‌کنم، هنوز هم کماکان دوستت می‌دارم، هنوز هم با وجود...

می‌گویند «او رفته است»؛ کلمه‌ها را طوری ادا می‌کنند که انگار...

رز آبی پارت ۲۱

کصشعر.‌‌​پیش از آنکه این واپسین نفس، در این سینه رو به زوال،...

عاشقانه های شبنم

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❸'به همین داغ بسوزی که مرا سوخته‌ای'#صائب_تبریزی✮...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①_بخش اول_ تو این دنیا بدون قدرت...

گاهی خودمم نمی‌دونم دقیقاً چه حسی دارمفقط می‌دونم یه چیزی تو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط