حرف دل :

حرف دل :
روزهای نبودنت را طوری میگذرانم،

که حتی زمان به عبور خودش شک کند.

مثل مسافری که از پنجره ی قطار ِ در حال حرکت،

قطاری که ایستاده را میبیند.

تنها نگرانم این لحظه ی متوقف،

در حقیقت ِ تو سالها طول بکشد.

با چشمهایی ضعیف و قلبی ضعیف تر برگردی،

گمان کنی من جوان مانده ام.

برای تکاندن ِ خاک، بر شانه ام بزنی

و فرو ریختنم تو را بترساند.
دیدگاه ها (۱۵۱)

❤ ❤ 😍 😍 😘 😘

☺ ☺ ☺ ☺

:)

من انلاینم چون .....تنهام :)

«غروب بی پایان»تارهای سازم را به بندبند روحم گره زده ام. چشم...

p23ویو جونگکوک:جونگ‌کوک لیوان شکسته‌ی روی زمین را نادیده گرف...

چپتر چهارمزخم کوچکی که در درگیری انبار روی گونه‌ات نشسته بود...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط