مادربزرگ میگفت :

مادربزرگ میگفت :
آدم بوی غذایی را بشنود
دلـش بخواهد
و نداشته باشدش
نفسَش میماند، مریـض میشود

دیروز کنارِ پنجـره
بوی عطرت
می آمد ...
دیدگاه ها (۵)

پارت ۸: سایه‌یِ مرگماه داشت به پایان می‌رسید و هوایِ خانه از...

فیک : بین راندها

موسیقی

گاهی آدمنه از رفتنِ کسی شکایت دارد،نه از ماندنِ خاطره‌ای...ف...

خیلی از ما حتا بلد نیستیم آرزو کنیمو گاهی آرزوهایمان را هم ا...

✦ اولین گناه ✦فصل چهارم: دو شکارچی، یک طعمه — قسمت اول---پای...

𝖕𝖆𝖗𝖙1ساعت پنج و نیم صبح بود که لیسا چشم باز کرد.اتاقش کوچک ب...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②⑨_بخش اول_گاهی او را خندانده ام...

اوایل که ساختمانِ رو به رویی را تخریب می کردند دلم گرفت و نا...

✦ اولین گناه ✦فصل سی‌وسوم: یک روزِ عادی---صبح.از دخمه بیرون ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط