کفش جادو به پایم پوشاندی!

کفش جادو به پایم پوشاندی!

و مرا به میان خورشید و ستارگان بردی

و دیگر تمام دنیا مال من بود….

آه این کفش ها را از پایم در آور!

خورشید و ستاره ها را می خواهم چه کنم؟

همه ی دنیای من تویی!

و جهان با همه ی ستاره ها و خورشیدش

از تو روشنی می گیرد.
دیدگاه ها (۲)

فراتر از خویش

چه بود زندگی؟اگر تو نمی‌رسیدیو مرا از لابلای خون و جنون نجات...

' در این اتاق ، زمان ایستاده است . قابِ عکسِ رویِ میز ، آخری...

خدا را در خود آ

محبوب ابدی دلممرا تنگ در آغوش بگیر آن چنان که کسی نتواند مرا...

دســت نوشتــه هــای عمــو هیــون قسمــت شــانزدهــمشــانزده...

بـرای تویـی که تنهایی هایمــ پر از یاد توستــ …بـرای تویـی ک...

هنوز دنبالت می‌گردم، انگار نمی‌خواهم باور کنم این دنیا می‌تو...

در هیاهویِ این جهان، جایی که ثانیه‌ها بی‌رحمانه می‌دوند و صد...

اشک هام مث بارون پاییز.حس خوب این ویدیو تقدیم نگاهت

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط