یاد دارے آن شب از باران صمیمے تر شدیم؟

یاد دارے آن شب از باران صمیمے تر شدیم؟
آسمان افسانه گفت و ماهِ یکدیگر شدیم؟!

قبله را گم کرده بودیم و هراسان عاقبت
دل به دریا ها زدیم و لحظه اے کافَر شدیم

وقت شب بود و چه زیبا شد مرورِ قصه ها
داستانِ عشق را خواندیم و خوب از بر شدیم

گفت و گویے بود بین چشم من با چشم تو
واژه اے آتش گرفت و هر دو خاکستر شدیم

خوب میدانم سرابے باشد این دنیا ولے
آن شب از دلدادگے هامان همین جا تر شدیم

بعد از آن شب بوے باران مے دهد احساسمان
آرے آن شب هر دو از باران صمیمے تر شدیم


دیدگاه ها (۹)

عشق گاهی می رود آهسته تا عمق نگاه همنشین خلوت و غ...

ﺩﻝ ﺑﻪ ﺩﺳﺘﺖ ﺩﺍﺩﻩ ﺍﻡ ﺩﯾﮕﺮ ﭘﺸﯿﻤﺎﻧﻢ ﻧﮑﻦﻣﻦ ﻣـــﺴﻠﻤﺎﻧﻢ ﻣﺮﺍ ﺑﯽ ﺩﯾﻦ ...

خدایا شکرتسلام دوستان صبحتون بخیر امیدوارم روز خوبی داشته با...

برای دوستمون دعا کنید زودتر خوب بشه

`` قشنگ ترین اشتباه ``chapter : ²part : ⁴چند لحظه‌ای در آن ح...

𓂃 ࣪˖ ִֶָ وقتی استادت بود و عاشقت شد...🪐🩵🪽╰┈➤ 𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟕همین که ا...

🖤 قفس سیاهپارت اول | قرارداد خونصدای باران، تمام عمارت را پر...

یاد داری آن شب از باران صمیمی تر شدیم؟آسمان افسانه گفت و ماه...

یاد داری آن شب از باران صمیمی تر شدیم؟آسمان افسانه گفت و ماه...

یاد داری آن شب از باران صمیمی تر شدیم؟آسمان افسانه گفت و ماه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط