دستم بڪَیر

دستم بڪَیر
ڪہ‌از غم ایام خستہ‌ام

نازم بڪش
ڪہ عاشقم و دلشڪستہ‌ام

از مڹ جدا مشو
ڪہ قسم می‌خورم بہ نور

جز با دو چشم مست تو
عهدے نبستہ‌ام
دیدگاه ها (۳)

دلم گرفته از این برزخ زمستانی بیا که بر تن سردم غزل بپوشانی ...

به تو تقدیم ای عشقی که زخمت زخم کاری بودو بعد از سال ها هر ش...

بــزن به نامم شــــش دانگ حواســـت رامن از دنیایک " تـــــــ...

دوست داشنتت گناه باشد یا ڪہ اشتباه.... گناه میڪنم تورا بارها...

السلام علیک یا صاحب الزمان ❣افسوس می‌خورم که غایبم از انتظار...

پیوندی ساده، اما آسمانی؛ عهدی خوانده شده در عرش! *امیر الموم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط