بـه هـــم نمـی رســیـم...!

بـه هـــم نمـی رســیـم...!
امّــا ...

بهــتـریــن غــریـبه ات مــیمـانــم کـه تــو را هــمیشـه دوســـت خــواهــد داشــت ...

مـــن و تــو ، "مــا"  كه نشــــدیــم هـیــچ; مــن نـیمــی از خــــودم را هــم باختـــم !!!

مي گويند : شاد بنويس ... نوشته هايت درد دارند !!

و من ياد ِ دختری مي افتم که با کمانچه اش ، گوشه ي خيابان شاد ميزد ... اما با چشمهاي ِ خيس !!!
دیدگاه ها (۳)

بِه‌هم‌نمیرسیم‌اما، بهترین‌غریبه‌ات‌میمانم.. که‌تورا‌همیشه‌د...

پدرم نیست ...

پارت ۲ دو پارتی اسمات جونگکوک*درخواستی* دوستان هرکی جنبه ندا...

وقتی تو مال منی ، وقتی در لحظه های دلتنگی در کنارمی ،دیگر چه...

تو را دوست دارم؛ حتی آن وقت که سگ سیاه افسردگی می‌آید و کنار...

«خانه، بی‌تو چقدر سرد و ساکت است…»بابا.جون.مهربونم😔می‌دانی؟...

می‌گویند «او رفته است»؛ کلمه‌ها را طوری ادا می‌کنند که انگار...

لابلای تمام خستگی‌هایتیڪی هستڪه حضورش شبیه باران استنه می‌پر...

هنوز هم وقتی صدای همآن موسیقیِ خاص در خانه می‌پیچد، انگار زم...

مافیای من — قسمت ۱۹رازی که به او مربوط بودماشین همچنان در سک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط