بہ تـو عـادت کـرده بـودم ...

بہ تـو عـادت کـرده بـودم ...
اے بہ من نزدیک تر از من ...
اے حضـورم از تـو تــازه ...
اے نـگاهم از تـو روشـن ...
بہ تـو عادت کـرده بـودم ...
مـثل گلـبرگے بـہ شبنـم ...
مـثل عاشقے بـہ غـربـت ...
مثل مجـروحے بـہ مـرهم ...
لحـظہ در لحـظہ عـذابـہ ...
لحـظہ هاے مـن بـے تـو ...
تجـربـہ کـردن مـرگـہ ...
زندگـے کـردن بـے تـو ...
من کہ در گریـزم از مـن ...
بہ تـو عادت کـرده بودم ...
از سکـوت و گریـہ شب ...
بہ تو حجرت کرده بودم ...
با گـل و سنـگ و ستـاره ...
از تـو صحـبت کرده بودم ...
خلــوت خاطــره هامـو ...
با تـو قسمـت کرده بودم ...
خونــہ لبریـز سکــوتـہ ...
خونـہ از خاطـره خــالے ...
من پُـر از مـیل زوالـــم ...
عشق من تو در چہ حالے ...؟
دیدگاه ها (۵)

★彡   Part 62 彡★ پیدا کردن تاکسی این موقع صبح کار سختی بود، ا...

⁰¹ : ⁰¹..فریاد ها سر دادم در کویر احساساتت، تو اما گویی کر ش...

پارت ۱ساعت ۸ و ۱۷ دقیقه عصر_جونگکوک:نشسته بودم تو گیم نت و ا...

گاهی در زندگی، بعضی آدم‌ها فقط «می‌آیند» اما بعضی‌ها «می‌مان...

تک پارتیدر نبود کاچان چگونه از خود دفاع کنیممیدوریا توی حیات...

و تو،طوری در من نفوذ کرده‌ای که انگار تمامِ سلول‌هایم، از هم...

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part39کیمیا:اره اما من:ببین کیمیا این قضیه ما...

ستاره ی من(پارت۵)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط