ای آنکه مـــرا بــرده ای از یاد ، کجایی ؟

ای آنکه مـــرا بــرده ای از یاد ، کجایی ؟
بیــگانه شدی ، دست مریـــزاد ، کجایی ؟
در دام تــوأم ، نیست مـــرا راه گـریـزی
من عاشق ایــن دام و تو صیّاد ، کجایی ؟
محبوس شدم گوشه ی ویـرانه ی عشقت
آوار غمت بـر ســـرم افتـــاد ، کجایی ؟
آســودگی ام ، زنــدگی ام ، دار و نـدارم
در راه تــو دادم همه بـر باد ، کجایی ؟
اینجا چه کنم ؟ ازکه بگیرم خبرت را ؟
از دست تــو و ناز تو فریاد ، کجایی ؟
دانم که مــرا بی خبـــری می کشد آخر
دیــــوانه شــدم خانه ات آباد ، کجایی ؟

*******
دیدگاه ها (۲)

ای دل به تو گفتم که مرو از پی دلداردیوانه شوی نیست ترا مونس ...

پروانه را شکایتی از جور شمع نیستعمریست در هوای تو میسوزم و خ...

شمعیم و دلی مشعله‌افروز و دگر هیچشب تا به سحر گریهٔ جانسوز و...

لالا لالا گل ریحوندوتا فال و دوتا فنجونتوی فنجون تو لیلیتو خ...

بزن، ای چرخ بی‌رحم، که می‌رقصم برای توکه در ویرانه‌ی جانم، ن...

عاشقانه های شبنم

هیچ مپندار مرا از گذرِ تلخِ زماندر آینه پیر شدم و در دلم جوا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط