عشقت آموخت به من رمز پریشانی را

عشقت آموخت به من رمز پریشانی را
چون نسیم از غم تو بی سر و سامانی را

بوی پیراهنی ای باد ! بیاور ، ورنه
غم یوسف بکُشد ، عاشق کنعانی را

دوری از چاکِ گریبان تو آموخت به من
گل من ! غنچه صفت ، سر به گریبانی را

آه ، از این درد که زندان قفس خواهد کشت
مرغ خو کرده به پرواز گلستانی را

لیلی من ! غم عشق تو بنازم که کِشی
به خیابانِ جنون ، قیس بیابانی را

اینک آن طُرفه شقایق ، دل من کز سوزش
داغ بر دل بنهد لاله ی نعمانی را

همه ، باغ دلم آثار خزان دارد ، کو ؟
آن که سامان بدهد این همه ویرانی را
دیدگاه ها (۳)

استوری جدید حضرت عشق عشقت آموخت به من رمزِ پريشانی راچون نسي...

.#حسین_منزوی.عشقت آموخت به من رمز پریشانی راچون نسیم از غم ت...

عشقت آموخت به من رمز پریشانی راچون نسیم از غم تو بی سر و سام...

#عشقت_آموخت_به_من_رمز_پريشانی_راچون نسيم از غم تو بی سر و سا...

.عشقت آموخت به من رمز پريشانى راچون‌نسيم ازغم‌تو بى سر و سام...

عشقت آموخت به من رمز پریشانی راچون نسیم از غم تو بی سر و...

عشقت آموخت به من رمز پريشانی راچون‌نسيم از غم تو بی‌سر وساما...

شهدا

عشقت آموخت به من رمز پریشانی راچون نسیم از غم تو بی سر و سام...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط