خستگی اَت را..

خستگی اَت را..
تاولِ زیر ِ انگشتهایِ پایت را..
برایم سوغاتی آورده ای!
می نشینی..
نفسی تازه میکنی..
و می روی!
و من..
چشم به راهِ تو..
به نیمکت بودنِ خود ادامه میدهم!
دیدگاه ها (۳)

عشق یعنی یکی بود.. و یکی... نابود

اللهم صل علی محمد وال محمد و عجل فرجهم هر کی مشکلی داره 5 با...

مرد باش.. زمین به مرد بودنت نیاز داره.. مرد باش.. نه فقط باج...

یوسف از جرم زلیخا چند سالی حبس رفت..... مهدی از اعمال ما حبس...

صبح که میشودچشم که می گشایی🤗 به تو لبخند می زند زندگی😊ببینطل...

وقتی تو رفتی، حالم بد شد. نه آن‌طور که با یک تبِ ساده چند رو...

مربی موتور سوار

- 𝒅𝒐𝒏𝒚𝒂𝒚𝒆 𝒂𝒓𝒂𝒎𝒆𝒔𝒉♡☀️صبح که میشودچشم که می گشایی🤗 به تو لبخند...

شهید جواد پرویزی محل شهادت : شیراز چرا صورت پر نورت را برایم...

𝐀 𝐒𝐭𝐫𝐚𝐧𝐠𝐞𝐫 𝐂𝐚𝐥𝐥𝐞𝐝 𝐚 𝐅𝐫𝐢𝐞𝐧𝐝𝐏𝐚𝐫𝐭𝟖𝟏مینا با دیدن اشک روی گونه‌ی ...

مربی موتور سوار

پرسه در جنگل.... غروب...باران ریزی شروع شده بود.ات کنار پنجر...

گاهی آن‌قدر به فاصله‌ات تا مقصد نگاه می‌کنی که فراموش می‌کنی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط