با یه خانومی شدم آشنا که از خودم یه چند سالی بزرگتره

با یه خانومی شدم آشنا که از خودم یه چند سالی بزرگتره
من اینا رو نمی بینم اینو میدونم عزیزم واسم از همه سره
پدرم میگه تو فامیل پر دخترای خوبه تو یکیشونو کن پسند
اگه فامیل تو بگیری سر سفره ی عروسی میدمت کلید سمند
من همینو میخوام دختره فامیلو نمیخوام
هر جوری هر کاری کنی اصن کوتاه نمیام
از ارث محرومم کنی از خونه بیرونم کنی
پوله تو جیبیمو قط کنی من همینو میخوام
اگه نگیرینش واسم خودمو میکشم
اگه نگیرینش واسم خودمو به دار میکشم
اگه نگیرینش واسم یه روانی میشم
اگه نگیرینش واسم میرم سیگاری میشم
دیدگاه ها (۳)

رمان تو خود منی

The unwanted roommate __________________________ویو پارک یور...

کسخلان گروگان

و خداوند بهترین گزینه است برای پناه...

THE FIRST KISSPART: 2&: ببین من الان کارم به تو بستگی داره ی...

free from the court (p1)

شب تولدم پارت 16&: ات بیا بگو چیکار کنیم خب ات: نمیدونم جیمی...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 6جانگکوک زیر لب غرید...

P18(عزیزان سلام،بزارین از اول این پارت چند نکته رو بهتون بگم...

Anya x Damian پارت۵۹

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط