می پسـندم پاییـز را 

می پسـندم پاییـز را 

که معافـم می کنـد 

از پنـهان کردن 

دردی که در صـدایم می پیچـد ُ 

اشکی که در نگاهـم می چرخـد 

آخر همه مـی داننـد 

سـرما خورده ام . . . !
دیدگاه ها (۱)

مردانگی " " را در وجود پسربچه ای دیدم که هنگام بازی، برای ای...

پیرمرد از صدای خر و پف پیر زن هر شب شکایت داشت !پیر زن هرگز ...

اگر برای کسی مهم باشیاو همیشه راهی برای وقت گذاشتن با تو پید...

#زیبایی‌پاییز🍁🍂#پاییز مبارک آن‌هایی که می‌دانند چطور زندگی ک...

وقتی دلت تنگ می‌شود،بغضی آرام گوشه‌ی گلویت خانه می‌کندو تو ف...

عاشقانه های شبنم

نزدیک پاییز است

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❷_بخش اول_دنیا پر از آدم‌هایی است که همدیگر را گ...

#عشق_یا_گلوله؟ ✦ خلاصه رمانپارک جیمین، بزرگ‌ترین و خطرناک‌تر...

بعضی موسیقی‌ها، فراتر از نت و آهنگ هستند؛ آن‌ها شبیه به یک ز...

رمان | آخرین زنگِ قبل از خداحافظی🏀⃢⋆ژانر: مدرسه‌ای | عاشقانه...

🦢 خانه‌ای که نباید عاشقش می‌شدم 🦢ژانر: دارک‌رومنس • مافیایی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط