دختر از دوستت دارم گفتن هر شب پسره خسته شده بود..

دختر از دوستت دارم گفتن هر شب پسره خسته شده بود..
یک شب وقتی اس ام اس آمد بدون آن که آنرا باز کند

موبایل را گذاشت زیر بالشش و خوابید
صبح وقت مادر پسره به دختره زنگ زد و گفت: پسرم مرده…
دختره شوکه شد و چشم پر از اشک

بلافاصله سراغ اس ام اس شب گذشته رفت..
پسره نوشته بود… تصادف کردم

با مشکل خودم را رساندم دم در خونتون

لطفا بیا پائین میخوام برای آخرین بار ببینمت…

«خیلی خیلی دوستت دارم»
دیدگاه ها (۱)

رمان تهیونگ

#theheartofsea#twentiethpart#Minsungفلیکس با نا امیدی اروم ن...

★دوست بچگی...p²توی حیاط بیمارستان قدم می‌زدیم...پرسید:"شغلت ...

فیک تهکوک | جایی که اعتماد مرد

پارت ۱ ویو ا.ت چهار ماه از بارداریم می‌گذشت و دیروز فهمیده ب...

سقوط درخشان یک دیوانهپارت ۱۱ *سانیار*نمی دونم مروارید کجاست ...

آوای شب پارت ۱۴موقعیت : ظهرساعت: ۵:۳۶ویو نویسنده ملیندا دربا...

My lovely neighbor part : 67

Custom bride part : 5

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط