عزیزم، گفتم بخاطر صدای گرمت عاشقتم اما حالا که نمیتونی حر

عزیزم، گفتم بخاطر صدای گرمت عاشقتم اما حالا که نمیتونی حرف بزنی، میتونی؟

نه ! پس دیگه نمیتونم عاشقت بمونم

گفتم بخاطر اهمیت دادن ها و مراقبت کردن هات دوست دارم اما حالا که نمیتونی برام اونجوری باشی، پس منم نمیتونم دوست داشته باشم

گفتم واسه لبخندات، برای حرکاتت عاشقتم
اما حالا نه میتونی بخندی نه حرکت کنی پس منم نمیتونم عاشقت باشم
دیدگاه ها (۲)

خدایاااا … به حد کافی خیال بافتم … و تنم کردم … یه کم واقعی...

اگه عشق همیشه یه دلیل میخواد مثل همین الان، پس دیگه برای من ...

من از روزو شبام خسته بودم وقتی رسیدی چه خوب شد که منو لای...

رومان عشق مافیا پارت 21از زبان ا/تواییی خیلی درد میکرد مجبور...

بالاخرههههه دارم پارت مینویسمممبچه ها قول میدم ازین به بعد ت...

ادامه پارت 100همه نگاه ها روی مامان رفت که محکم به جونگکوک ن...

تکپارتی درخواستی#وقتی میگیم یونگی میشه برام عروسک بگیری ؟ 🎀ب...

#هم_خون_بی_خون𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ²𝑷𝒂𝒓𝒕 : ²⁷بوسه تموم شد.ولی هیچکد...

وقتی بعد از از دعوای دعوای با دوست پسرت مجبور بودید شب پیش ه...

رمان عشق مافیا پارت 6 از زبان ا/تبردم سمته اتاقم با پاش در ر...

P¹⁵The name of the story: A Ruined, Forced Love(عشق تباه شده...

خنده ی ممنوعه.

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط