مرورگر شما از پخش ویدیو پشتیبانی نمی‌کند.

#My.crazy.killer. part 4

#My.crazy.killer. part 4

(*نکته=این رمان Darrk love هست و هر صحنه ای ممکنه داخل باشه مخصوصا خشونت و البته که اسمات ولی من سانسور میگم ولی اگر خوشتون نمیاد نخونید*)



وقتی جدا شدن هیونجین پیشونیش رو چسبوند به پیشونی فیلیکس...و شروع به بو.سیدن های ریز روی ل.ب اون شد...چشماش رو بسته بود ولی هنوز ک.مر فیلیکس رو گرفته بود.....و بعد جدا شد و از روی فیلیکس پاشد و با نیشخند نگاهش کرد
.
فیلیکس به چشمای هیونجین نگاه کرد که علاوه بر دیونگی...حالا با چیزی گرم تر هم پر شده
.
هیونجین خم شد و دست فیلیکس رو باز کرد
.
هیونجین: فکر فرار نزنه به سرت که کله عمارت دوربین مخفی داره و همه جا هم پر افراد منه
.
هیونجین شروع به خندیدن کرد و بعد سرش رو کج کرد و گفت:
هیونجین:من باید برم بیرون....تو اینجا میمونی و....فرار نمیکنی
.
منتظر پاسخ نمونده رفت....فیلیکس از پنجره نگاه کرد که هیونجین سوار موتور شد...نمیدونست کجا میره که موتور سوار شده نه ماشین...پس فکر کرد که شاید میره مهمونی جایی ولی‌...وقتی همون فکر مهمونی کرد با خودش شروع به فکر کردن کرد
.
(نکنه هیونجین بره با یکی دیگه؟ نکنه اونجا یکی رو بکشه؟ نکنه دوست پسر و دوست دختر داشته باشه؟ نکنه قرار داشته باشه؟ نکنه—)
.
دیگه فکر فکر نکرد...اصلا چرا باید به فکر اون عوضی باشه؟ (به دل نگیریدااا🌚) فیلیکس رفت جلوی آینه و به گردن پر از کی.س ما.رکش نگاه کرد...هنوز درد میکردن و وقتی دستش رو کشید روش گرمای دهان هیونجین رو هنوز حس میکرد...دور کمرش لباسش چروک شده بود..انقدر که هیونجین محکم گرف.ته بودتش....توی فکر خودش بود که یه بادیگارد امد داخل:
.
بادیگارد: اینا لباسای جدیدتونن...اقای هوانگ گفت براتون بیارم چون...شب جلسه دارن
فیلیکس: چرا باید لباسام رو عوض کنم؟ اون که نمیزاره از اتاق بیام بیرون
بادیگارد: میان توضیح میدن براتون
.
فیلیکس لباساش رو عوض کرد...و بعد فکر کرد که جای کی.س ما.رک ها رو هم کاور کنه....کیفش رو باز کرد و کرم و پیدا کرد....شروع به کاور کردنش کرد که یهو در باز شد و هیونجین با لباس سفید خو.نی امد داخل و با خشم و سریع سمت فیلیکس رفت و.....(ادامه دارد)





(ویدئو وایب هیون رو میده تو رمان البته با موهای بلند)


امیدوارم دوسش داشته باشید ناناریام🎀🫶🏻با اینکه افتضاح نوشتم😭احساس میکنم واقعا افتضاح نوشتم....اصلا میخواد دیگه ننویسم؟ چون خیلی بد دارم مینویسم.
😭 ولی خوب به هر حا خیلی دوستون دارم بوس بهتون بانوهای هیونی💗✨️🎀🥟💋







#Huynjin
دیدگاه ها (۴۹)

هیون:بانوهای خوشگلم من تا اخر این هفته که میشه جمعه هستم ولی...

#my.fucker.boss. part 1هوانگ هیونجین، رئیس سرد و ث...

اینم دومین رمانی که قولش رو بهتون داده بودم🫶🏻🎀 (نمیخوام زیاد...

#My.crazy.killer. part 1(*نکته=این رمان Darrk lov...

#Just.let.me.kiss.you. part 9که یهو فیلیکس از پشت ...

#Just.let.me.kiss.you. part 4مینسونگ:رسیدن خونه ی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط