چشم وا کردم و دیدم که وجودم "تو شدی"

چشم وا کردم و دیدم که وجودم "تو شدی"
دفتر پر غزل خاطره هایم "تو شدی"

درسرم نیست بجز حال و هوای تو و عشق
شادم از اینکه همه حال و هوایم"تو شدی"

درد من دوری از توست،بغل وا کن تا
که بگویم به همه قرص و دوایم"تو شدی"

دورم از دین خودم....قبله ی من گم شده و
معبد و قبله ی من....ذکر دعایم "تو شدی"..
دیدگاه ها (۱)

..چند وقت پیش کسی از من پرسید از چه جمله ای بدم می آید!بدون ...

. . . این روز ها شده ام شبیه ادمی که انگار اصلا نمیشناسمش .....

پارت ۸کاور جدید رمان ام)))                           مجسمه. ...

حماسی

part : 46chapter : 2نمیدونم ... شاید دنیای بعدی بتونیم کنار ...

چشم وا کردم و دیدم که وجودم "تو شدی"دفتر پر غزل خاطره هایم ...

چشم وا کردم و دیدم که وجودم "تو شدی"دفتر پر غزل خاطره هایم ...

چشم وا کردم و دیدم که وجودم "تو شدی"دفتر پر غزل خاطره هایم ...

چشم وا کردم و دیدم که وجودم "تو شدی"دفتر پر غزل خاطره هایم ...

چشم وا کردم و دیدم که وجودم "تو شدی"دفتر پر غزل خاطره هایم ...

چشم وا کردم و دیدم که وجودم "تو شدی"دفتر پر غزل خاطره هایم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط