اگر ماه بودم به هرجا که بودم

اگر ماه بودم به هرجا که بودم
سراغ ترا از خدا میگرفتم

وگر سنگ بودم به هرجا که بودی
سر رهگذر تو جا میگرفتم

اگر مادر بودی به صد ناز شاید
شبی
بر لب بام من مینشستی

وگر سنگ بودی به هر جا که بودم
مرا میشکستی مرا می شکستی

فریدون_مشیری
دیدگاه ها (۸)

وارد مسجد شدی، چشمت نمازم را شکست قبله را گم کردم و"خیرالعم...

حسی در تو پنهان استکه بوی بهار می دهدحضور تو آفتابیست کهمیبا...

گر کسی عاشق رخسار تو باشد چه کند؟طالب دولت دیدار تو باشد چه ...

ما کهقسمتمون نشـــــدولی میگـــنخیلی حسِقشنگیـــهبه اونیکـــ...

عاشقانه های شبنم درکنارزندگیم

#برای چشمانی که روزگاری دنیای من بود…این چشم‌ها… چقدر دوستشا...

شهیدی که قصه‌اش،از خودِ شهادتش عجیب‌تر است…شهید فخّار؛مردی ک...

خیلی ذوق دارمشبیه همان شوقی که بارها در نگاهت دیده بودم.می‌د...

چقدر پاشیده از هم پیکرت خوش قدُ بالا بلند شو تا مادرت نبینه ...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷⑦_بخش اول_ من تماشای تو می‌کردم ...

𝑩𝒆𝒚𝒐𝒏𝒅 𝒕𝒉𝒆 𝑷𝒂𝒓𝒄𝒉𝒎𝒆𝒏𝒕 𝑩𝒐𝒖𝒏𝒅𝒔آن سوی مرز های کاغذی. کشتی نگاهش،...

خب داستان زندگی خودمو براتون میگم پس خوب گوش کنین داستان از ...

════════════════════════════ ╗Part ۹۹ | «حرفی که بالاخره گفت...

اهل کاشانم روزگارم بد نیست ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط