گویی پاییز برای عشق بازی

گویی پاییز برای عشق بازی
پناهگاهی جز معبر چشمانت
نمی شناسد، نگاهم کن
و بگذار روزهایم
بدل شود به زیباترین شعری
که پاییز در وصفِ حالِ
دلش سروده است. ✨ امیرعباس خالقوردی
دیدگاه ها (۱)

اگه بی‌ شعوری درد داشتبازم یه عده مُسکن می‌خوردن و بهکارشون ...

چه می شود کرد با تُنگ شکسته ای که دلش ماهی میخواهد ؟...

دستم را بگیرو به من بگوچگونه در گرگ و میشِ اینروزگارِ پر بال...

#عکس_نوشته_عاشقانه

دستی بر چشمانش کشیدم؛ قسم میخورم که تا به حال اینچونین زیبای...

#بیاو‌بوسه‌ای_بر_گونه‌ام‌_بگذار...بیا و فرض کن این زندگی عال...

برده عمارت جئون

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط