میان کتاب‌ها گشتم میان روزنامه‌های پوسیده‌ی پُرغبار، در خ

میان کتاب‌ها گشتم میان روزنامه‌های پوسیده‌ی پُرغبار، در خاطرات خویش، در حافظه‌ایی که دیگر مدد نمی‌کند خود را یافتم و تویی که تیکه ای از قلبم بودی..
دیدگاه ها (۲)

جناب محبوبم!گفته بودم قهوه‌ی چشمانت، لبخند دل نشینت هزار بار...

👩‍🦯🫀🐾مونی لاورا بفرمایید

p¹³🪅🫀

🫀👩‍🦯🌩حق

روز هایِ اول تو را تنها کودکی سرگردان می‌دیدم که به آغوشی ام...

چرا...؟وقتی می‌دانستی هر نفسم به امید ماندن تو بند است،چرا ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط