در خانـه ے قلبـت را

در خانـه ے قلبـت را
بـــرویم بــاز ڪن...
خستگـے هایـم را
دڪمه به دڪمه
از تنــم خارج ڪن
مرا... آنچـنان سـخت در آغـوش بگیـر
تا تپشِ قلبــم
با نفسهایت همسـاز شــود...
و گــرماے تنــت...
ســرزمـینِ عــریانم را
بیـدار ڪند...
دیدگاه ها (۱۵)

آن شب، برای اولین بار سوار ماشین مایکی شدم.داخل ماشین سکوت ع...

***ابریشم نیمه شب***# پارت ۲۶: فراتر از غرور (پایان)نیمه شب ...

#تک‌پارتی تک‌پارتی‌جیهوپوقتی‌مافیا‌بودو... باران به شدت به ش...

رمان لونا و ویلیام قسمت ۱۲

پارت: 12 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*پاهایم دقیقاً همان‌جا، روی...

#موکل_خطرناک_من#رمان_درخواستی پارت19صدای برخورد سن...

رمان لونا و ویلیام : قسمت ۱۴

جا ڪنمرا در آغوشت بگذار یڪ آغوش بیشتر دوست بدارمت...من به آی...

دلم برایت تنگ شده استبیا پیدایم کن و مرا سخت در آغوش بگیرتا ...

آغوشت خیالم را آسوده می‌کند.چسبیده‌امبه ساحلی آرام...!نه صدا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط