آسمان نیز دل پر دردی داشت

آسمان نیز دل پر دردی داشت
نتوانست زبان به دهان بگیرد
بی وقفه سر به زمین و زمان کوبید
انگار صد غروب جمعه طغیان کرده باشد....
دیدگاه ها (۰)

چو خدا بود پناهت چه خطر بود ز راهتبه فلک رسد کلاهت که سر همه...

ما آزموده ایم در این شهر بخت خویشبیرون کشید باید از این ورطه...

تو مرا یاد آخرین روزهای اسفند می اندازی... نه میتوانم دلتنگ ...

تا یک قدمی فراموش کردن رسیدماماباران بدموقع بارید....

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت دوم : و یا- اذْهَبَا إِلَى ...

یک لیوان نسکافه در کنار کیک کارامل

《 ازدواج نافرجام 》⁦(⁠๑⁠˙⁠❥⁠˙⁠๑⁠)⁩ پارت 104 ⁦(⁠๑⁠˙⁠❥⁠˙⁠๑⁠)⁩با...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط