ای کاش بودم کربلا همراهت ای خون خدا میشد سرم از تن جدا می

ای کاش بودم کربلا همراهت ای خون خدا میشد سرم از تن جدا میرفت به روی نیزه ها یا لیتنا کنا معک ای زینت دوش نبی روی زمین جای تو نیست این خار و خاشاک زمین منزل و مأوای تو نیست یا لیتنا کنا معک
دیدگاه ها (۰)

غمش از لشگرش بزرگ‌تر استخنجر از حنجرش بزرگ‌تر استزینب از بس ...

هرکی به قافله ی ابی عبدالله ملحق میشد زینب ذوق می کرد.روز پن...

خانوم رئیس..

«من عاشق یه مافیا شدم....» part-1ویو وانی *صبح زود از خواب ب...

رمان «عشق خون آلود»

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط