غمش از لشگرش بزرگ‌تر است

غمش از لشگرش بزرگ‌تر است
خنجر از حنجرش بزرگ‌تر است
زینب از بس که داغ دید انگار
خیلی از مادرش بزرگ‌تر است
چه کند با علی اصغر که
نیزه‌ها از سرش بزرگ‌تر است
چه کند با علی اکبر که
سرش از پیکرش بزرگ‌تر است
هر قدر تیر حرمله دارد
از سر اصغرش بزرگ‌تر است
ارباً اربا…همین بگویم که
اصغر از اکبرش بزرگ‌تر است
خوش به حال کسی که از انگشت
کمی انگشترش بزرگ‌تر است
دیدگاه ها (۰)

ای کاش بودم کربلا همراهت ای خون خدا میشد سرم از تن جدا میرفت...

هرکی به قافله ی ابی عبدالله ملحق میشد زینب ذوق می کرد.روز پن...

خواستی اشک بریزی گریه کنی برامام حسین علیه السلام گریه کنید

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط