تمام راه را با خیال عطرت نفس کشیدم

تمام راه را با خیال عطرت نفس کشیدم…
گمان بردم که به بهشت رسیده‌ام،
اما آن‌چه دیدم
سرابی بود که لبخند می‌زد.
من همانم که تو می‌شناختی،
ولی افسوس…
تو آن نبودی که من دانستم
دیدگاه ها (۰)

🤣🤣🤣

دوستان! شرحِ پریشانیِ من، گوش کنیدداستانِ غمِ پنهانیِ من، گو...

💔دوست داشتم یک جای زندگی هم که شده احساسات خوبی در من بمانند...

راز نهفته ای. مثل گلبرگ های رز آبی نایابی، در اعماق قلبم چون...

من گمان می کردم بعدِ تو آواره ترینم؛بی کس ، بی پناه ، مضطر.گ...

«برای رزالین» تاریکی اتاق انگار نور امیدش را ربوده بود. خسته...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط