☆

☆
دل سپردم بر دلت دلدار من دل دل چرا
دل بده بر دل ز دل با دل سخن دل دل چرا
این دل است دل دل نڪن دلشوره دل را می خورد
ڪَر ز دل دلداده باشی دل مڪن دل دل چرا
دل به دل دلبسته باشد چون دل است دل می برد
ڪَر ز دل دلبسته ای، ای دل شڪن دل دل چرا
من دلم دلبسته باشد ڪار دل دلبستن است
دل ڪه بستم بر دلت دل دل مزن دل دل چرا
ڪَر ز دل دل خسته هستم ڪَاه دل دل می ڪنم
دل بده بر دل بشی دلبر به من دل دل چرا
دیدگاه ها (۳)

عاشقانه های شبنم

آمــدم عــرض ادب بــر قــدم یــار ڪــنــمــدل و جــان را بــ...

ناز چشمانت ڪشم آن‌قدر ،حیرانت ڪنم بـے وفا در قدرت من نیست ،ز...

امشب از بوے اقاقے ؛ سر خوشم ... وز ...

مُهرِ دیوانـگے ام را تـو به دیوار نـزن قصه یِ عاشقے ام را ب...

قضاوت و پیش داوریدرباره یک شخص،مشخص نمی کند او کیست؛مشخص می ...

کمی هم خانه ی من شو، دلم دلدار می خواهدمرا در خلوتت ره ده، ک...

سفر بخیر اسفند ! ڪولہ بارت را بستے ؟ چیزے را فراموش نڪردہ ب...

☘ قم ایها المزمل☘ شد گاه وصل دلدار، قم ایها المزمل آمد زمان ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط