این آهنگ = خاطره هامون...

این آهنگ = خاطره هامون...
دیدگاه ها (۰)

اشک بی‌صدا می‌جوشید، چکه می‌کرد و چشم‌های بی‌رمق و غم‌زده‌اش...

دستش را به گلویش میزند و میگوید : ‹ اینجاست ، رد نمیشود ›

زمان میگذره و چیزایی برات عادی میشه که فکر میکردی بدون اونا ...

- تو مثل یه نوری برام. نوری که وجودم رو، روشن می‌کنه. پس دوب...

چقدر با این آهنگ خاطره دارم

آرمیا با این آهنگه خاطره دارننن>>#اهنگ

@Van.ya_86 باهم خاطره هامون رو می‌سازیم 💋🤌🏻🌕✨

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط