دستش را به گلویش میزند و میگوید :

دستش را به گلویش میزند و میگوید :
‹ اینجاست ، رد نمیشود ›
دیدگاه ها (۱۱)

و در آخر جایی دورتر از خودم ایستاده‌ام،به تماشای کسی که جای ...

مدیونید فکر کنین مخاطب داره ..

اشک بی‌صدا می‌جوشید، چکه می‌کرد و چشم‌های بی‌رمق و غم‌زده‌اش...

این آهنگ = خاطره هامون...

دستش را به گلویش زد و گفت: این‌جاست... رد نمی‌شود!اگر این مت...

جان فدایان به جنوب رسیدند اما تا صد فرسخی رد پایی از داوطلبا...

جان فدایان به جنوب رسیدند اما تا صد فرسخی رد پایی از داوطلبا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط