<b>انتشار برای نخستین بار </b>❤️🇮🇷

<b>انتشار برای نخستین بار </b>❤️🇮🇷
<b>دلنوشته فرزند شهید عبدالرحیم موسوی مناسبت شب تولد ایشان

🔻 سلام بابا جان، شب تولد شماست.
شما هر ثانیه در فکر نوه‌ات حضور داری. دارد با شهادت شما بزرگ می‌شود روز و شب مدام این مفهوم را حلاجی می‌کند؛ از آنجا می‌فهمم که وسط بازی‌اش با لحن اقتدارگونه‌ای می‌گوید:
من سرباز ایرانی اگر هزار بار.......

🔻 یا وقتی لباس نظامی بچگانه‌اش را می‌پوشد و وسط ماشین بازی چشمش میفتد به عکست و ناگهان می‌گوید کاش بابا جان پوتیناشو داده بود به من. آن‌قدر این‌گونه دیالوگ‌ها را با خودش در طول روز تکرار می‌کند که شمارش آن از دستم در رفته.

🔻 امشب یک گفتگوی ساده داشتیم:
-مامان شهیدا شبا هم بیدارن؟
+آره عزیزم همیشه بیدارن.
-مامان! بابا جون شهیدم همیشه بیداره، اون قهرمان زندگی منه.
و تمام...

🔻 و من به این فکر می‌کنم چه عمر و تولد مبارکی، چه عمر باعزتی، یک عمر یک لحظه ننشستی تا در آخر هم همان پوتین‌هایی که نوه‌ات می‌گوید در ره وطن و مردمت با خون خود آغشته کردی. حالا حتی بعد از شهادتت هم مفهوم می‌سازی، راه می‌سازی، چه تولد مبارکی...
دیدگاه ها (۲)

دلنوشته خانواده جانفدا سید عبدالرحیم موسویسلام بابا جان . شب...

╭─────────────── 🎀 ───────────────╮✦ پارت ۷۲ | اول باید درسم...

سناریو جونگکوک

رمان جونگ کوک

پارت ۳۰ | پایانِ سایه‌ها 🌙❤️سه سال بعد...صدای خنده‌ی بچه‌ها ...

سقوط درخشان یک دیوانهپارت ۱۱ *سانیار*نمی دونم مروارید کجاست ...

True Love⑦چند روز بعد تهیونگ: امروز با کی دیگه قرار دارم؟ من...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط