برای آخرین بار مینویسم که دوستت دارم
⁰¹ : ⁰¹
.
< برای آخرین بار مینویسم که دوستت دارم >
نمیدانم چرا ؛ اما در این روز تباهی که میگذرانم ، هر عملی را با نیت 'آخرین بار' به جا میآورم ؛ آخرین بوسه ، آخرین آغوش ، آخرین سیگار ، آخرین گریه ، آخرین لبخند ، آخرین دوستت دارم... .
وداع تلخ است ، اما تلخیاش ستودنیست ؛
حسرتی در دلم است که نمیدانم برای کدام 'آخرینی'ست که به جا نیاوردهام ، گویی میخواهد سینهام را بشکافد و بگوید : از برای من نَمیر!
شاید حسرت از دست دادن فرصتهاییست که برای اعتراف دوست داشتنت از دسته دادهام ، شاید هم حسرت زندگی شیرینیست که هیچگاه نچشیدهام ، شاید حسرت خندهای از ته دل باشد ، شاید حسرت یک روز خوش در سرزمینم باشد ؛ نمیدانم چیست ، اما هرچه که هست سنگیناست ، تحمل بارش بر شانههایَم مرا خستهتر از آنی که هستم میکند..
.
< برای آخرین بار مینویسم که دوستت دارم >
نمیدانم چرا ؛ اما در این روز تباهی که میگذرانم ، هر عملی را با نیت 'آخرین بار' به جا میآورم ؛ آخرین بوسه ، آخرین آغوش ، آخرین سیگار ، آخرین گریه ، آخرین لبخند ، آخرین دوستت دارم... .
وداع تلخ است ، اما تلخیاش ستودنیست ؛
حسرتی در دلم است که نمیدانم برای کدام 'آخرینی'ست که به جا نیاوردهام ، گویی میخواهد سینهام را بشکافد و بگوید : از برای من نَمیر!
شاید حسرت از دست دادن فرصتهاییست که برای اعتراف دوست داشتنت از دسته دادهام ، شاید هم حسرت زندگی شیرینیست که هیچگاه نچشیدهام ، شاید حسرت خندهای از ته دل باشد ، شاید حسرت یک روز خوش در سرزمینم باشد ؛ نمیدانم چیست ، اما هرچه که هست سنگیناست ، تحمل بارش بر شانههایَم مرا خستهتر از آنی که هستم میکند..
- ۱.۱k
- ۱۸ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط