میدونستم‌مُردم...

میدونستم مُردم!
فرشته نگاهی بهم کرد و گفت:
باید یه خلاصه از طرز رفتارت با بقیه بهم بدی!
منتظرم!
شروع‌کردم:
من همیشه برای دیگران کسی بودم که خودم ارزوی داشتن یکی از اونارو تو خیالم پرورش میدادم!
وقتی ینفر تو گروهی پیام میداد و جوابی نمیگرفت،حتی اگه نمیدونستم میگفتم‌ نمیدونم!
وقتی پیشم‌ میومدن و از زندگی ناله میکردن واسه شاخ جلوه دادن خودم تظاهر به بی تفاوتی نمیکردم!
وقتی تو یه جمع شلوغ میخواستن حرف بزنن و کسی بهشون توجه نمیکرد،من همونی بودم که میگفتم:خب؟داشتی‌ میگفتی!
روز تولدشون یادم میموند،و انقدری بهشون تبریک میگفتم تا عصبانی بشن و بعد غش غش با هم بخندیم!
نمیزاشتم احساس کنن کسی دوسشون نداره،میتونستم ساعتها باهاشون بحث کنم تا بگم تو اون ادم بی لیاقت و تنهایی که فکر میکنی نیستی!
وقتی میدیدم به یه گوشه زل زدن و از همه دوری میکنن،بدون هیچ حرفی بغلشون میکردم!
گفت:نیازی نیست ادامه بدی!
برو بهشت:)
دیدگاه ها (۸)

انق‌گفتی‌من‌عنش‌دراومد‌موند‌یه‌میم...

امروز‌که‌خبر‌اسمونی‌شدنتو‌خوندم...

《♡》

میدونی؟

انیمه گاچیاکوتابزارین براتون بگم که دیشب خیلی برای من عجیب ب...

یه چیزی بگم؛ حامیم خودشو نمیبازه، فقط داره غمشو با اهنگاش م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط