spanish girl:36

______---- ویو دنیل---________
همین یه یک دقیقه پیش توی خواب شیرینم بودم. که با جیغ لیلی و درد روی پشتم بیدار شدم

نیم خیز شدم دیدم لیلی زیر پتو خودش رو قایم کرده خیلی کوچولوعه اون زیر

وای باورم نمیشه اين همون لیلی شیطونه که از خجالت رفته زیر پتو

خیلی کیوته

بازم باید خودم رو کنترل کنم که نخورمش خیلی سخته

خنده ریزی کردم

-به چی میخندی (عصبی )

الان حتی چشمام بیشتر میخندن

-لباست رو بپوش

+ چرا ما که تنهاییم( لبخند شیطونی )

-دنیلللللل(داد)


وایی واقعا خنده داره

بلند شدم و یه تیشرت مشکی پوشیدم

+ بهتره عادت کنی دختر اسپانیایی

رفتم آشپزخونه عمه رز و خدمتکار ها داشتن کیک آماده میکردن

از پشت عمه رز رو بغل کردم

+ صبح بخیر عمه

با دستش صورتم رو ناز کرد

○صبح بخیر پسرم خوشتیپم. ، لیلی خوابیده؟

بیداره یه کم ديگه میاد پایین

رفتم سمت یخچال و بطری آب رو برداشتم و آب خوردم

خدمتکار ها رفتن بیرون

عمه اومد سمتم و دستش رو شونه ام گذاشت

○دنیل پسرم حالا که برگشتی خونه نظرت چیه با داداشت بری اسب سواری

اخم هام رفت تو هم چرا باید با اون عوضی جایی برم

تا اومدم چیزی بگم ....

○ 3سال از اون اتفاق گذشته شما داداشین از یه خونین ، نمی تونین تا آخر عمر دشمن بمونین که


نمیخواستم عمه رو ناراحت کنم ولی ما نمیتونیم مثل قبل باشیم

+ عمه نمیخوام ناراحتت کنم پس لطفا این قضیه رو ببند

رفتم طبقه بالا و رفتم تو اتاق

دیدم لیلی داره چمدون میبنده


.........................................،.........................

ادامه دارد


راستی ۴۰۰ تاییمون مبارک😊. خیلی ممنونم ازتون
دیدگاه ها (۲)

spanish girl:37

https://wisgoon.com/ixaxxn

spanish girl:34

spanish girl:35

spanish girl:23

spanish girl: 24

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط