یک شب بالاخره می‌فهمی در شوق برای تکرار آن ملاقات خوب تنه

یک شب بالاخره می‌فهمی در شوق برای تکرار آن ملاقات خوب تنهایی. می‌فهمی فقط تویی که ساده و منتظر بوده‌ای و روزها و شب‌ها را فقط با خیال گذرانده‌ای.
می‌فهمی و موهایت سفید می‌شوند و آن لبخند عجیب و گرمت سرد و معمولی می‌شود.
بله شب بدی خواهدبود، اما امیدوارم زود تجربه‌اش کنی، قبل از این که تمام عمرت را دور ریخته باشی...
دیدگاه ها (۴)

عاشقانه های شبنم

نمی دانستم چه کنم.بنشینم؟ گریه کنم؟ بخوابم؟ فراموش کنم؟یا دو...

🖤 غریبه‌ای که حس آشنایی داشت 🖤گاهی بعضی آدم‌ها بدون اینکه بد...

گاهی فکر می‌کنم بعضی آدم‌ها بی‌خبر وارد زندگی آدم میشن و بعد...

از ترس تا اعتمادpart: 9«آخر» ...

✦ اولین گناه ✦فصل بیست‌ونهم: پنج ماه بعد---پنج ماه از آن شب....

سایه های پنهان در شب های گرم فصل ۱ پارت ۳‌آنیا حس کرد که زمی...

CAPTURED IN PARIS

Forbidden Weaknessضعف ممنوعهفصل دومp.55(روایت از زبان ا.ت)یک...

رز آبی پارت ۲۰

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط