White Lotus | Part 6 🤍

White Lotus | Part 6 🤍

دو هفته بعد...

روز فیلم‌برداری موزیک‌ویدیو.

لوکیشن، یک عمارت قدیمی در حومه‌ی سئول بود.

ده‌ها نفر از اعضای تیم، مشغول آماده کردن صحنه بودند.

سوآ مقابل آینه نشسته بود تا آخرین تغییرات آرایشش انجام شود.

استایلیست با لبخند به او نگاه کرد.

استایلیست: «سوآ... امروز خیلی خوشگل شدی.»

سوآ: «ممنون.»

در همین لحظه، در اتاق باز شد.

جونگ‌کوک با لباس صحنه وارد شد.

همه برای چند ثانیه ساکت شدند.

یکی از میکاپ‌آرتیست‌ها آرام گفت:

میکاپ‌آرتیست: «وای... این دوتا کنار هم خیلی خوب به نظر میان.»

سوآ و جونگ‌کوک هم‌زمان به هم نگاه کردند و لبخند کوتاهی زدند.

---

کارگردان دستش را بالا برد.

کارگردان: «همه آماده؟»

همه با صدای بلند جواب دادند:

همه: «آماده‌ایم!»

موسیقی پخش شد.

سوآ شروع به لب‌خوانی کرد.

چند ثانیه بعد، جونگ‌کوک وارد قاب شد.

کارگردان با دقت مانیتور را نگاه می‌کرد.

کارگردان: «عالیه... فقط طبیعی‌تر رفتار کنید. لازم نیست خودتون رو مجبور کنید.»

جونگ‌کوک آرام خندید.

جونگ‌کوک: «باشه.»

برداشت دوم شروع شد.

این بار، هر دو کاملاً راحت‌تر بودند.

گاهی با هم می‌خندیدند...

گاهی درباره‌ی حرکت‌های دوربین شوخی می‌کردند...

و همین باعث شد فضای فیلم‌برداری خیلی صمیمی‌تر شود.

---

بعد از چند ساعت...

کارگردان اعلام استراحت کرد.

سوآ بطری آبش را برداشت و به سمت باغ عمارت رفت.

نسیم خنکی بین درخت‌ها می‌پیچید.

چند دقیقه بعد، صدای قدم‌هایی از پشت سرش آمد.

جونگ‌کوک: «می‌دونستم اینجایی.»

سوآ برگشت.

سوآ: «از کجا؟»

جونگ‌کوک: «تو هر وقت خسته میشی، از شلوغی فرار می‌کنی.»

سوآ لبخند زد.

سوآ: «فقط امروز نه... همیشه همین‌طورم.»

جونگ‌کوک کنار او ایستاد.

هر دو چند لحظه بدون حرف به آسمان نگاه کردند.

بعد جونگ‌کوک سکوت را شکست.

جونگ‌کوک: «یه چیزی بگم؟»

سوآ: «بگو.»

جونگ‌کوک: «قبل از اینکه باهات کار کنم، فکر می‌کردم خیلی مغروری.»

سوآ با خنده گفت:

سوآ: «همه همین فکر رو می‌کنن.»

جونگ‌کوک: «ولی الان فهمیدم فقط... ساکتی.»

سوآ نگاهش را به او دوخت.

سوآ: «و منم فکر می‌کردم جونگ‌کوکِ BTS خیلی غیرقابل دسترسه.»

جونگ‌کوک خندید.

جونگ‌کوک: «پس هر دومون درباره‌ی هم اشتباه فکر می‌کردیم.»

هر دو خندیدند.

در همان لحظه، یکی از اعضای تیم از دور صدایشان زد.

دستیار کارگردان: «سوآ! جونگ‌کوک! نوبت برداشت بعدیه!»

هر دو هم‌زمان جواب دادند:

سوآ و جونگ‌کوک: «اومدیم!»

و در حالی که کنار هم به سمت صحنه برمی‌گشتند، هیچ‌کدام متوجه نگاه معنی‌دار چند نفر از اعضای تیم نشدند...

نگاهی که انگار شروع یک داستان را دیده بود.

شرایط سه پارت بعدی :
۵۶ لایک
۳۰ کامنت
۱۰ بازنشر
دیدگاه ها (۱)

White Lotus | Part 5 صبح روز بعد...جلوی ساختمان کمپانی، ده‌ه...

Withe lotus |part 4سه روز بعد...استودیوی ضبط.نورهای کم‌رنگ، ...

#تاج_و_طوفانپارت ۱۴۵: بهترین صبح زندگی؟چند لحظه بعد از رفتن ...

#تاج_و_طوفانپارت ۱۴۱: آرام‌ترین دزد دنیاچند دقیقه از خاموش ش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط