دلمون که می گیره تاوان لحظه هایی هست که دل می بندیم

دلمون که می گیره تاوان لحظه هایی هست که دل می بندیم

تاوان لحظه هایی رو داریم می دیم که بین تمام آدمهای اطرافمون یه نفر رو انتخاب کردیم که با حرفاش آروممون کنه ،با راهنمایی هاش هدایتمون کنه،با شوخی هاش بخندیم ،با عملش آگاهمون کنه .
تاوان لحظه هایی رو می دیم که دلمون می گرفت و سفره ی دلمون رو براش باز می کردیم .
لحظه هایی که اون می نشست و ما دورش حلقه می زدیم .
اون حرف می زد ما گوش می دادیم،اون می دوید ما بیخیال دنیا دنبالش می دویدیم .
تاوان لحظه هایی که اولین بار قلم داد دستمون و گفت:بنویس تو می تونی .
تاوان لحظه هایی که نوید اولین موفقیت زندگیمونو بهش می دادیم.
“دلمون که می گیره تاوان لحظه هایی هست که دل می بندیم ”
دیدگاه ها (۰)

گفتی مرا گفتارِ خویش کین است زبان و جانِ خویش؟هر سخنی از تو ...

من آن یخم که از آتش گذشت و آب نشددعای یک لب مستم که مستجاب ن...

ساکنان قلبت را به دقت انتخاب کنزیرا هیچ‌کس به غیر از تو،بهای...

وقتی نفسام بوی جوونی نمی‌ده، وفتی صدای استخونامو بیشتر از هم...

"شمار ساعت‌هایی که خودمو تو افکاری که غرق اون شدم از یاد برد...

برده عمارت جئون

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط