ناکامان

دیدگاه ها (۰)

خوشا دیوانه ای که هرگز عاقل نشد

آنکه مست آمد و دستی به دل ما زد و رفت در این خانه ندانم به چه سودا زد و رفت خواست تنهایی مارا به رخ ما بکشد تنه ای بر در این خانه تنها زد و رفت دل تنگش سر گل چیدن از این باغ نداشت

جنبه محبت نداریم

سونامی

ناکامان

میشه تنهایـــے بازی کرد ...میشه تنهایی خندیدمیشه تنهایی سفر ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط