من خنده زنم بر دل دل خنده زند بر من

من خنده زنم بر دل ، دل خنده زند بر من
اینجاست که میخندد دیوانه به دیوانه

من خنده زنم بر غم ، غم خنده کند بر من
اینجاست که میخندد بیگانه به دیوانه

من خنده کنم بر عقل او خنده کند بر من
اینجاست که میخندد ویرانه به دیوانه

من خنده کنم بر تو ، تو خنده کنی بر من
اینجاست که میخندیم هر دو چو دو دیوانه

من خنده کنم بر او ، او خنده کند بر من
دیگر به چه میخندم دل رفت از این خانه...!!!
دیدگاه ها (۱)

اونجایی که شاعر میگه: برو آنجا که تو را منتظرند...کاش میشد ا...

تا زمانی که رسیدن به تو امکان دارد زندگی درد قشنگی ست که جری...

مادرم هیچ وقت به نبودنت عادت نمیکنم چقدر خوب بود اگر آغوش مه...

هر رابطه ای رو جدی نگیرید ...بعضی وقتا یه نفر فقط برای این ب...

🌱🍒امشب غم تو در دل دیوانه نگنجدگنج است و چه گنجی که به ویران...

داد دهی ساغر و پیمانه رامایه دهی مجلس و میخانه رامست کنی نرگ...

غزلی نگفته دارم، که کند ز تو حکایتبه چکامه چون سرایم، آنهمه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط