مادرم هیچ وقت به نبودنت عادت نمیکنم چقدر خوب بود اگر آغوش

مادرم هیچ وقت به نبودنت عادت نمیکنم چقدر خوب بود اگر آغوش
مهربانت را داشتم
هنوزم هرجا نامت را میشنوم به لرزه می‌افتم
هر جا مادری را با فرزندش میبینم
زیر لب می گویم من هم روزی مادر داشتم
من هم روزی گرمای وجودش را داشتم
مادرم کاش میدانستی که این روزها
بیشتر از گذشته به وجود احتیاج دارم
اما میدانم تو هنوز هم پیش خدا واسطه حل مشکلات من هستی
این اطمینان را از آرامش قلبم دارم
امروز با شاخه گلی سرخ و دستانی لرزان به دیدارت می آیم
این اشکهای من از سر دلتنگی ست
دلتنگی برای بوسه زدن بر دست های مهربانت
کاش بودی امروز دلم آتش گرفت و
دوباره جای خالیت را حس کردم
می دانم جای تو خوب است و
فرشته های آسمان امروز را
برایت جشن می گیرند
چون می‌دانم که بهشت زیر پای توست
دیدگاه ها (۸)

او، بازمانده‌ی خانواده‌ی مقیمی و عزیزی است...می‌گوید:«من برا...

#باران 🦋🫰🏼«بابای مهربانم… نمی‌دانم این نامه را کجا باید پست ...

⁨⁨تو نقطه‌ضعفم را نمی‌شناختی؛ سال‌ها نگهبانش بودیاجازه بدهید...

کتمان نمی‌کنم، هنوز هم کماکان دوستت می‌دارم، هنوز هم با وجود...

سلامم راستش این پستای آخرمه و دیگه قرار نیست یه مدت پست بزار...

@nphotography

اهل کاشانم روزگارم بد نیست ...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②_بخش اول_پیش از آنی که بخواهی ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط