Part 34:

«𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓷𝓰𝓮𝓻»
+کی پیشته؟
☆لونا،لیانا،سلین،هان،بورا!(سریع اسما رو گفت)
+چییییی؟هان؟گوشی رو بده بهش.
☆خیلی خب!
✓بله؟
+مرتیکه بیشور تو مگه دوست دختر نداری با دخترا ریختی رو هم؟(عصبی)
✓هوی چتهههههه؟دوست دخترم بورا هم هست!
+عه خب باشه بای.
✓وحشی!
+منم دوست دارم.....
☆عه...الو تموم شد؟
+اره بای!
☆بای.
نشستم تنهایی صبحونه خوردم و بعد رفت متو گوشی....
سهساعت بعد:
غرق در گوشی بود که....
زینگ.....زینگ.....(صدای زنگ گوشی😂)
_الو....سلام
+سلام!
_حاضری من دمه درم.
+(جیغـــــــــــــــــــ)چییییییییییییییییییی؟
_چته؟نگو که حاضر نیستی؟
+بیا تو تا حاضر شم.
_نمیخوا....
+در رو زدم بیا تو.
_گفت.....
بوق....
قطع کردم.
رفتم بالا و چون میدونستم اونجا لباسام رو تنم میکنن یک لباس بیرون پوشیدم....چون هوا کم کم داشت گرم میشد(خواب دیدی خیره یک جوری سرد بشه.)
منم یک لباسه نسبتا باز پوشیدم.....یک شومیز سفید با یقه ی باز که پایین ش تا کمرم بود رو با یک شلوار ابی پوشیدم.
موهام رو باز گذاشتم و رفتم سراغ میکاپ....
اوا نباید میکاپ کنم پس بدون میکاپ رفتم...
_اومد...چرا دوباره ارایش کردی؟خیلی مهمه خوشگلی؟مگه نمیخوای ارایشت کنن؟
+چتههههه؟من ارایش نکردم میدونستم نباید ارایش کنمممم!
ویو ته:
چی؟ارایش نکرده؟یع....یعنی بدون ارایشم انقدر نازه؟ریدم که...
_اهان.
+بریم....
_بری....
تازه به لباسش دقت کردم،چرا انقدر کوتاهه و یقش بازهههه؟
_نه نریم.
+وا باز چرا؟
_برو لباست رو عوض کن بعد بریم.
+چی میگی؟چرا؟
_گفتم برو.
+نمیرم.
_برو.
+نمیرمممم.
حوصله بحث نداشتم پس....
_برات دارم!
+برات دارم(اداش رو در میاره)
_پررو.
+(سکوت و خنده)
رفتیم و در براش باز کردم و نشست....
+ااااا خستمممممم!
_مگه چیکار کردی؟
+دو ساعت تو گوشی بودم....
_آئوووووووو.خسته نباشی!
+(خنده)
ادامه دارد...🎀
حمایت؟❤️‍🩹
اسلاید دوم لباس ات برای ارایشگاه🦪
دیدگاه ها (۰)

هانااااااا😭💘

هعی....

Part 33:

Part 32:

ویو اتامروز به یه مهمونی دعوت شدم یه لباس مشکی باز و خوشگل پ...

#قمار_سرنوشت پارت²⁵و سریع سیگارم رو خاموش کردمتهیونگ بوداومد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط