PARIS
"سه شب در پاریس" ۵
اولین بوسه
-----------------------------------------
گوشه ای زیر برج ایستادیم سرمو گرفتم بالا و به نور های زرد رنگ که همه جارو روشن کرده بود خیره شدم صدای ویالون تو گوشم میپیچید و همه چی رو قشنگ تر از حد ممکنش میکرد
-قشنگه نه؟
+اره...دقیقا مثل فیلماس
با حس دستای گرمش که تو دستام قفل شد سرمو چرخوندم سمتش با لبخند محوی به چشمام خیره شد
-من به عشق در نگاه اول اعتقاد ندارم اما..اولین بار که تو رو دیدم گذاشتم قوانینم رو زیر پا بزاری و این عشق بود
گاهی نسبت به یسری اتفاقات و حرف ها نمیتونی هیچ واکنشی داشته باشی...مغزت برای هندل کردن اون موضوع کم میاره...و الان من تو همون موقعیت گیر افتادم...با نزدیک شدن صورتش ناخودآگاه چشمامو آروم رو هم گذاشتم و با حس گرمای لبش دستامو سمت گردنش بردم...زیر برج ایفل با صدای ویالون... اولین بوسه با مردی که تو کشور دیگه ای بود...با یادآوری اینکه من متعلق به اینجا و این فرد نیستم به آرومی ازش جدا شدم دستاش همچنان دور کمرم مونده بود سرمو با ناراحتی انداختم پایین
+متاسفم تهیونگ...من...من آدم تو نیستم
برق چشماش خاموش شد و لبخندش ماسیده شد
-چی...منظورت چیه
سرمو آوردم بالا و به صورتش که دیگه لبخند به لب نداشت خیره شدم
+من...من فقط برای سه شب اومدم پاریس...همین
آرومی دستاشو ازم جدا کرد و دستشو تو موهاش فرو برد و به مردی که ویالون میزد خیره شد...با جدیتی که تاحالا ازش ندیدم شروع به حرف زدن کرد
-متاسفم...نباید بدون اجازه اینکارو میکردم
در جوابش فقط لبخند تلخی زدم
+من...من باید کم کم برم...باید وسیله هامو جمع کنم ۳ صبح پروازمه
سری تکون داد و دستشو سمتم دراز کرد
-از اشناییت خیلی خوشحال شدم...به امید دیدار دوباره
دستشو تو دستم فشار دادم و برای آخرین بار به چشمایی که با هر بار دیدنش منو تو خودش غرق میکرد نگاه کردم
+منم همینطور
به آرومی دستمو از دستش کشیدم و سمت مخالفش حرکت کردم قدم های سریع سمت خیابون برمیداشتم و قطره های اشکم بی پروا رو گونه های یخ زده ام میریخت با رسیدن به تاکسی سریع سوارش شدم و آدرس هتل رو دادم ...تا خود مقصد به خیابون هایی که پوشیده از برف شده بودن خیره شده بودم و بی صدا اشک میریختم
و داغی مهر لبای تو ، امضا بر زیر همان سندی بود که مقدمهاش آغاز زندگیمان بود !
#jungkook #taehyung #جونگکوک #تهیونگ #بنگتن
اولین بوسه
-----------------------------------------
گوشه ای زیر برج ایستادیم سرمو گرفتم بالا و به نور های زرد رنگ که همه جارو روشن کرده بود خیره شدم صدای ویالون تو گوشم میپیچید و همه چی رو قشنگ تر از حد ممکنش میکرد
-قشنگه نه؟
+اره...دقیقا مثل فیلماس
با حس دستای گرمش که تو دستام قفل شد سرمو چرخوندم سمتش با لبخند محوی به چشمام خیره شد
-من به عشق در نگاه اول اعتقاد ندارم اما..اولین بار که تو رو دیدم گذاشتم قوانینم رو زیر پا بزاری و این عشق بود
گاهی نسبت به یسری اتفاقات و حرف ها نمیتونی هیچ واکنشی داشته باشی...مغزت برای هندل کردن اون موضوع کم میاره...و الان من تو همون موقعیت گیر افتادم...با نزدیک شدن صورتش ناخودآگاه چشمامو آروم رو هم گذاشتم و با حس گرمای لبش دستامو سمت گردنش بردم...زیر برج ایفل با صدای ویالون... اولین بوسه با مردی که تو کشور دیگه ای بود...با یادآوری اینکه من متعلق به اینجا و این فرد نیستم به آرومی ازش جدا شدم دستاش همچنان دور کمرم مونده بود سرمو با ناراحتی انداختم پایین
+متاسفم تهیونگ...من...من آدم تو نیستم
برق چشماش خاموش شد و لبخندش ماسیده شد
-چی...منظورت چیه
سرمو آوردم بالا و به صورتش که دیگه لبخند به لب نداشت خیره شدم
+من...من فقط برای سه شب اومدم پاریس...همین
آرومی دستاشو ازم جدا کرد و دستشو تو موهاش فرو برد و به مردی که ویالون میزد خیره شد...با جدیتی که تاحالا ازش ندیدم شروع به حرف زدن کرد
-متاسفم...نباید بدون اجازه اینکارو میکردم
در جوابش فقط لبخند تلخی زدم
+من...من باید کم کم برم...باید وسیله هامو جمع کنم ۳ صبح پروازمه
سری تکون داد و دستشو سمتم دراز کرد
-از اشناییت خیلی خوشحال شدم...به امید دیدار دوباره
دستشو تو دستم فشار دادم و برای آخرین بار به چشمایی که با هر بار دیدنش منو تو خودش غرق میکرد نگاه کردم
+منم همینطور
به آرومی دستمو از دستش کشیدم و سمت مخالفش حرکت کردم قدم های سریع سمت خیابون برمیداشتم و قطره های اشکم بی پروا رو گونه های یخ زده ام میریخت با رسیدن به تاکسی سریع سوارش شدم و آدرس هتل رو دادم ...تا خود مقصد به خیابون هایی که پوشیده از برف شده بودن خیره شده بودم و بی صدا اشک میریختم
و داغی مهر لبای تو ، امضا بر زیر همان سندی بود که مقدمهاش آغاز زندگیمان بود !
#jungkook #taehyung #جونگکوک #تهیونگ #بنگتن
- ۲۰.۰k
- ۱۶ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط